تبلیغات
وبلاگ اطلاعات پزشکی - مطالب بیماری های روانشناسی
سلام عزیزان کیان هستم بچه ی مهاباد خوشحالم که به به وبه من اومدین امیدوارم که مطالبم به دردتون بخوره
تاریخ : شنبه 28 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

تحقیقات جدید فرضیه باستانی ارتباط بین خلاقیت و بیماری روانی را تأیید می کند


پژوهشگران علوم پزشکی در موسسه‌ی کارولینسکا که گسترده ترین تحقیق در این زمینه را انجام داده اند، می‌گویند مردم شاغل در حرفه‌های خلاق معمولاً بیش از سایرین تحت درمان بیماری‌های روانی هستند.

 درباره خلاقیت تعاریف و نظریه های متفاوتی ذکر شده است. خلاقیت گاهی به عنوان هدیه خدایان و گاهی نابهنجاری تلقی شده است. رابطه نبوغ با بیماریهای روانی حداقل از دوهزار سال پیش مورد بحث بوده است.

در سال گذشته تیم تحقیقاتی موسسه‌ی کارولینسکا نشان داد که هنرمندان و دانشمندان معمولاً از خانواده ­هایی هستند که در آن­ها بیماری دوقطبی و اسکیزوفرنی (روان­گسیختگی) رواج بیشتری دارد.

آن­ها سپس با در نظر گرفتن سایر بیماری­ها نظیر افسردگی، بی­اشتهایی عصبی، سندروم اضطراب، اوتیسم، بیش­فعالی-کم­توجهی، سوء استعمال مشروبات الکلی، و خودکشی و نیز با درنظرگرفتن بیمارانی که خارج از بیمارستان هستند، دامنه تحقیق خود را بزرگ­تر کردند.

این تحقیق به بررسی ۱٫۲ میلیون بیمار و به همان تعداد گروه کنترل شامل افراد سالم پرداخته است.

نتایج این تحقیق که در تأیید بررسی‌های گذشته بود، نشان داد بیماری دوقطبی در بین افراد هنرمند، متخصصان علمی، رقصنده­ها، محققان، عکاسان و نویسندگان رواج بیش­تری دارد.

نویسندگان به خصوص از بین تمام گروه­های بیماری در بین گروه­های اسکیزوفرنی، افسردگی، سندروم اضطراب و سوءمصرف مواد بیش­تر مشاهده شدند و ۵۰% بیش­تر از جمعیت عموم تمایل به خودکشی دارند.

به علاوه، محققان مشاهده کردند که حرفه­های خلاق در بین وابستگان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، بی­اشتهایی عصبی، و تا حدودی اوتیسم بیش­تر متداول است.

سیمون کیاگا مشاور روانپزشک و دانشجوی دکترا در دانشکده­ی همه­گیرشناسی و آمار زیستی، می‌گوید نتایج این تحقیق منجر به در نظر گرفتن روش­های جدیدی برای بررسی بیماری­های ذهنی می­شود.

او می­گوید: “اگر ما این‌طور در نظر بگیریم که یک سری پدیده­های همراه با بیماری مفید هستند، این راه جدید برای درمان بیماری را نشان می‌دهد.

در این صورت پزشکان و بیماران به این فکر خواهند افتاد که چه بخشی را معالجه کنند و به چه قیمتی، بر خلاف گذشته که تلاش برای از بین بردن تمام بیماری صورت می­گرفت.”

ارسطو خلاقیت را با صرع،  مالیخولیا، و افسردگی مرتبط می سازد. او نوشته است که در زمینه فلسفه، سیاست، شعر و هنر افرادی که برجسته شمرده شده اند همگی تمایل به افسردگی داشته اند. یکی از نظریه های باستانی خلاقیت، آنرا به عنوان دیوانگی درنظر می گیرد.

این دیدگاه، خودجوشی و غیرعقلانی بودن خلاقیت را نتیجه جنون می داند. موضوع نبوغ و دیوانگی قرنها ادامه یافت. بحث مالیخولیا در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی میان هنرمندان رواج شدیدی یافت.

لمبروزو در کتاب معروف خود ( بشر نابغه ) تاکید می کند که انسان به مقتضای ساختمان زودشکن اعصاب خود، خواه ناخواه به سوی جنون سوق داده می شود و نبوغ را یک نوع جنون انسانهای خوشبخت می داند که آنان را به جای سوق دادن به بیمارستانهای روانی، به اوج شهرت و افتخار می رساند.

از بررسی های رنک که دانشمندان و هنرمندان را به وسیله آزمونهای فرافکن مورد بررسی قرار داده  و همچنین مطالعه زندگی هنرمندان نامی و مشهور این نتیجه حاصل می شود که احتمالاً بین خلاقیت هنری و اختلالات روانی رابطه ای وجود دارد. برای مثال در تحقیق رنک، ارنست همینگوی، ویرجینیا ولف، هارت کرین، چاترتن، شلی و ساموئل واتسون جزء آن دسته از دانشمندان و هنرمندانی بودند که بیش از دیگران با مشکلات روانی دست و پنجه نرم کرده اند. موسیقی دانان مشهور مانند بتهوون، شوبرت و چایکوفسکی دچار افسردگی بوده اند.

بررسی زندگی ادوارد مانچ نقاش مشهور آلمانی نشان می دهد که از هذیان های تعقیب و توهمات شنیداری رنج می برده است. ون گوگ نقاش مشهور نیز مبتلا به صرع و نوسانات شدید خلقی بوده است.

چارلی چاپلین، کارگردان، نویسنده و هنرپیشه بزرگ جهان هم دارای نوسانات خلقی بوده است. هنری مورنو دارای اختلال شدید منیک دپرسیو بوده و سرانجام دست به خودکشی زده و مارلون براندو سالها تحت رواندرمانی بوده است.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , تاریخ پزشکی , عمومی ,
برچسب‌ها: تحقیقات جدید فرضیه باستانی ارتباط بین خلاقیت و بیماری روانی را تأیید می کند ,
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
نویسنده : همایون سیدیان
تحقیقات جدید نشان داده­اند که خمیازه کشیدن، چیزهایی بیشتر از خستگی فرد را نمایان می­کند و اصلی‌ترین دلیل مسری بودن خمیازه می­تواند بیشتر نشانه درجه بالایی از همدلی با گروه باشد.

به علاوه، موجودات زیادی خمیازه می­کشند اما در این بین فقط برخی از آدم­ها و در بعضی مواقع، حیوانات و انسان‌های نزدیک به آنها معتقدند که خمیازه مسری است و این احتمال را می­دهند که شاید دلیل روانی داشته باشد.

برای اثبات این موضوع، نه به مدرک دیداری و نه شنیداری احتیاج است، فقط کافی است در این مورد مطلبی بخوانید یا فقط به آن فکر کنید؛ همین موضوع کافی است تا خمیازه امان شما را ببرد!

ما معتقدیم که واگیر داشتن خمیازه، در اثر همدلی فرد با دیگران ایجاد می‌شود. این موضوع باعث افزایش توجه رفتاری و روانی افراد می‌شود.

واگیری خمیازه از طریق چشم­ها!

تصاویری که اخیرا از رشته ­های اعصاب تهیه شده، نشان می­دهد که نقطه مشترکی از مغز، هم در هنگام عکس ­العمل به خمیازه و هم در مقابل خمیازه کشیدن دیگران ایفای نقش میکند.

برای آزمایش این تصور کلی، تیم دانشگاه آزمایشی انجام دادند که در آن به مطالعه رفتار دانشجویان روانشناسی و مهندسی در این مورد پرداختند. برای انجام این پژوهش، هر کدام از دانشجویان در اتاق انتظار مجزایی قرار گرفت و هم اتاقی آن­ها که در واقع محققی بود که در عرض 10 دقیقه، 10 بار خمیازه کشید و تعداد پاسخ دانشجویان به خمیازه ­هایشان را ثبت کردند.

بعد از این مرحله از تمام شرکت­ کننده­ ها خواسته شد تا مهارت­های همدلانه خود را محک بزنند، به این ترتیب که تصویر چند چشم در اختیار آنها قرار می­گرفت که آن­را تفسیر کنند. البته احساساتی که از خود نشان دادند، توسط محققان ثبت شد.

نتیجه این تحقیق مشخص کرد کسانی که در پاسخ به خمیازه دیگران، بیشتر واکنش نشان می­دهند، همان­هایی هستند که از حس همدلی بیشتری بهره­مندند. همچنین تفاوت قابل ملاحظه­ ای بین 2 گروه مورد مطالعه وجود داشت.

دانشجویان روانشناسی نسبت به خمیازه مسری حساس­تر بودند و نمره بسیار بیشتری نسبت به دانشجویان مهندسی در آزمون همدلی کسب کردند.


موضوعات مرتبط: عمومی , بیماری های روانشناسی ,
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

خودکشی و اختلالات جسمی


خطر خودکشی در بیماری‌های مزمن جسمی افزایش می‌یابد. بعلاوه در بیماری‌های جسمی، میزان اختلالات روان پزشکی بخصوص افسردگی بیشتر دیده می‌شود. مزمن بودن، ناتوانی و پیش آگهی بد بیماری جسمی با خودکشی مرتبط هستند.

بیماری‌های نورولوژیک

  صرع با افزایش خودکشی مرتبط است. علت این امر را تکانشگری یا پرخاشگری و ناتوانی مزمن همراه با صرع می‌دانند.

آسیب‌های نخاعی و مغزی نیز سبب افزایش خودکشی می شوند. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که پس از سکته مغزی بخصوص درآسیب‌های خلفی که ناتوانی و مشکلات جسمی بیشتری دارند ۱۹ درصد بیماران افسرده و مستعد خودکشی (Suicidal ) می‌شوند.

نئوپلاسم‌ها

خطر خودکشی در زمان تشخیص و در۲ سال آخر بیماری که خطر بدبینی شدیدتر است در بالاترین میزان است. درد عامل مهم مرتبط با خودکشی است.

HIV و AIDS

عفونت HIV و AIDS سبب افزایش خطر خودکشی و بالارفتن میزان آن می‌شود. خطر در زمان تائید تشخیص و مراحل اولیه بیماری بالاتر است. معتادان تزریقی هنوز در معرض خطر بیشتری هستند.

سایر موارد

سایر بیماری‌های مزمن مانند بیماری های کلیوی، کبدی، استخوانی، مفاصل، قلبی عروقی و گوارشی با خودکشی مرتبط هستند. همچنین ناتوانی‌های حرکتی، نابینایی، ناشنوایی می‌توانند باعث بروز خودکشی شوند.

در سال‌های اخیر اتانازی (Euthanasia) و کمک به خودکشی مباحث جدیدی است که برای پزشکان مطرح می‌شوند. یوتو نازی فعال در تمام محاکم غیر قانونی است و کمک به خودکشی از نظر فلسفی و اخلاقی مورد بحث قرار دارد.

منبع:

بسته خدمتی پیشگیری از خودکشی برای پزشکان عمومی




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: خودکشی و اختلالات جسمی ,
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

خودکشی و اختلالات روانپزشکی


خودکشی اینک به عنوان یک اختلال چند وجهی ( چند بعدی) شناخته می‌شود که ناشی از تداخل عوامل زیستی، ارثی، روانی، اجتماعی و محیطی است. پژوهش‌های جهانی نشان می‌دهد که ۶۰- ۴۰ درصد کسانی که خودکشی می‌کنند، یک ماه قبل از مرگ به پزشک مراجعه داشته‌اند و بسیاری از آنان توسط پزشک عمومی و نه روان پزشک ویزیت شده بودند.

 در کشور‌هایی که خدمات بهداشت روان رشد خوبی ندارد درصد افراد مستعد خودکشی که توسط پزشک عمومی ویزیت می‌شوند بالاتر است.

شناسایی، ارزیابی و مدیریت بیماران مستعد خودکشی یک وظیفه مهم پزشکی است که نقش حیاتی در پیشگیری از خودکشی دارد.

خودکشی به تنهایی یک بیماری نیست،  و الزاماً نشانه یک بیماری نمی‌باشد، بلکه اختلالات روان پزشکی، عامل اساسی مرتبط با خودکشی هستند.

مطالعات در کشور‌های پیشرفته و درحال رشد نشان می‌دهد که بروز اختلالات روان پزشکی در خودکشی‌ها ۱۰۰-۸۰  درصد است. خطر خودکشی درتمام عمر برای افرادی که اختلال خلقی دارند (بخصوص افسردگی) ۱۵-۶ درصد، الکلیک‌ها ۱۵-۷ درصد و اسکیزو فرنیا ۱۰-۴ درصد است.

بهرحال، بخشی از کسانی که با خودکشی فوت می‌شوند قبل از ویزیت پزشک فوت می‌شوند (سابقه ویزیت ندارند). لذا ارتقاء شناسایی، ارجاع و درمان اختلالات   روان پزشکی در نظام مراقبت‌های بهداشتی اولیه، گام مهمی در پیشگیری از خودکشی می‌باشد.

یک یافته مشترک نشان می دهد افرادی که در اثر خودکشی فوت می‌شوند بیش از یک اختلال روان پزشکی داشته‌اند. شایع‌ترین اختلالاتی که با هم دیده می‌شوند عبارتند از، الکلیسم، اختلالات خلقی (مانند افسردگی) و اختلالات شخصیتی .

همکاری با روان پزشک و کسب اطمینان از این که خدمات کافی و مناسب به بیمار ارائه شده وظیفه حیاتی پزشک است.

● اختلالات خلقی :

تمام انواع اختلالات خلقی با خودکشی مرتبط هستند. این اختلالات شامل اختلال دو قطبی، حمله افسردگی، اختلالات افسردگی راجع (عود کننده یا تکراری) و اختلالات خلقی مستمر (سیکلوتیمی و دیس تیمی) که در طبقه‌بندی ICD 10 در بخش F 31- F 34 قراردارند.

لذا خودکشی در افسردگی‌های تشخیص داده نشده و درمان نشده یک خطر مهم می‌باشد. افسردگی در جامعه شیوع بالایی دارد و خیلی‌ها آن را بعنوان بیماری نمی‌شناسند. برآورد شده که۳۰ درصد بیمارانی که به پزشکان عمومی مراجعه می‌کنند، دچار افسردگی هستند.۶۰ درصد کسانی که جویای درمان هستند ابتدا به پزشک عمومی مراجعه می‌کنند. برای پزشک کار همزمان با بیمار جسمی و روانی یک چالش محسوب می‌شود.

در بسیاری از موارد افسردگی زیر نقاب علائم جسمی مخفی می‌شوند و بیمار تنها از علایم به ظاهر جسمی شکایت دارد.

● در حمله تیپیک افسردگی معمولاً بیمار از موارد زیر رنج می‌برد:

•  خلق افسرده ( غمگین بودن)
•  از دست دادن شوق و لذت
•  کاهش انرژی ( بیمار خسته و کم کار است )

● علایم شایع که بیمار افسرده با آن ها مراجعه می‌کند عبارتند از :

•  خستگی
•  غمگین بودن
•  نداشتن تمرکز ذهنی
•  دلشوره
•  بی‌قراری
•  اختلالات خواب
•  احساس درد در قسمت های مختلف بدن

علایم یاد شده باید پزشک را هوشیار کند که افسردگی در کار است و لازم است خطر خودکشی را ارزیابی کند.

● علایم اختصاصی زیر نشانگر بالا بودن خطر خودکشی است:

•  بی‌خوابی مستمر
•  بی‌توجهی به سر و وضع ظاهری
•  بیماری شدید (بخصوص افسردگی پسیکوتیک)
•  اختلال در حافظه
•  بی‌قراری
•  حملات پانیک

● عوامل زیر خطر خودکشی را در افرادی که علائم افسردگی دارند افزایش می‌دهد:

•  سن زیر ۲۵ سال در مردان
•  مراحل اولیه بیماری
•  سوء مصرف الکل
•  فاز افسردگی اختلال دو قطبی
•  حالت مختلط ( مانیک – دپرسیو)
•  همراه بودن با علائم پسیکوتیک

افسردگی عامل مهم خودکشی در بزرگسالان و سالمندان است، اما اگر افسردگی در سنین بالا آغاز شود خطر خودکشی بیشترمی شود.

پیشرفت‌های اخیر در درمان افسردگی، برای پیشگیری از خودکشی در مراقبت‌های بهداشتی اولیه بسیار راه‌گشا می‌باشد. بر اساس بررسی های انجام شده در سوئد، آموزش پزشکان عمومی در شناسایی و درمان افسردگی سبب کاهش میزان خودکشی شده است.

داده‌های اپیدمیولوژیک نشان می‌دهند که دارو‌های ضد افسردگی خطر خودکشی را در افراد افسرده کاهش می‌دهد. دوز درمانی کافی دارو باید برای ماه ها ادامه یابد. در سالمندان درمان ممکن است تا دو سال  بعد از بهبودی ادامه یابد. بیمارانی که تحت درمان منظم نگهدارنده با لیتیوم هستند خطر خودکشی کمتری دارند .

● الکلیسم :

الکلیسم (هم سوء مصرف و هم وابستگی به الکل) در کسانی که خودکشی می‌کنند بخصوص در جوانان یک تشخیص شایع است.

برای همبستگی بین الکلسیم و خودکشی دلایل زیستی، روانی و اجتماعی وجود دارد.

● عوامل اختصاصی که خطر خودکشی را در الکلیک‌ها افزایش می‌دهند عبارتند از :

•  شروع الکلیسم در سنین پائین
•  سابقه طولانی نوشیدن الکل
•  وابستگی زیاد به آن
•  خلق افسرده
•  وضعیت بد جسمی
•  کارآیی پائین شغلی
•  سابقه خانوادگی الکلیسم
•  قطع یا از دست دادن رابطه مهم بین فردی

● اسکیزو فرنیا :

● خودکشی علت اصلی مرگ بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا است. علایم خطر اختصاصی عبارتند از:

•  مرد جوان بیکار
•  عودهای مکرر
•  ترس از پسرفت شخصیتی بخصوص در کسانی که توانایی ذهنی بالایی دارند.
•  سوءظن و هذیان‌ها (علائم مثبت)
•  علائم افسردگی

● خطر خودکشی در زمان‌های زیر بالاترین میزان است:

•  مراحل اولیه بیماری
•  عود زود هنگام
•  اوایل بهبودی

● خطر خودکشی با افزایش طول مدت بیماری کاهش می‌یابد.

● اختلالات شخصیتی :

مطالعات اخیر در مورد خودکشی، مؤید شیوع بالای ( ۵۰- ۲۵درصد) اختلالات شخصیت در آنان است. شایع‌ترین اختلالات مرتبط با خودکشی اختلال شخصیتی مرزی و ضداجتماعی هستند.

همچنین اختلالات شخصیتی هیستریونیک و خودشیفته و بعضی خصیصه‌های شخصیتی مثل تکانشگری و پرخاشگری هم با خودکشی مرتبط هستند.

● اختلالات اضطرابی :

در بین اختلالات اضطرابی، شایع ترین اختلال مرتبط با خودکشی اختلال پانیک می‌باشد.   پس از آن اختلال وسواس اجباری است. سایر اختلالات سوماتوفرم، اختلالات خوردن (بی‌اشتهایی عصبی) هم با خودکشی مرتبط هستند.

منبع:

بسته خدمتی پیشگیری از خودکشی برای پزشکان عمومی




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: خودکشی و اختلالات روانپزشکی ,
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

نکات کلیدی راجع به خودکشی


خودکشی بیمار یکی از بدترین تجربیاتی است که پزشک با آن روبرو می‌شود. معمولاً واکنش پزشک به خودکشی به صورت ناباوری، از دست دادن اعتماد به خود، خشم و خجالت  است. خودکشی بیمار می‌تواند احساس بی‌کفایتی، شک درباره توانایی و ترس از آبروریزی را در پزشک، شعله‌ور کند. بعلاوه پزشک در مواجهه با خانواده و دوستان فرد فوت شده ممکن است گرفتار شود.

  خودکشی از جمله ده علت اصلی مرگ در کشورهای مختلف جهان است و سالانه بیش از یک میلیون نفر خودکشی می‌کنند.

آمار خودکشی در ایران هر چند در مقایسه با کشورهای دیگر پائین‌تر است اما بررسی انجام گرفته در کشور نشان می‌دهد که در سال‌های ۷۶-۶۵ حدود ۶ برابر افزایش داشته است. این میزان بدون در نظر گرفتن میزان رشد جمعیت طی سال‌های اخیر می‌باشد.

طبق آمار‌های منتشر شده تعداد تقریبی افرادی که در ایران خودکشی می‌کنند سالانه حدود ۵۰۰۰ نفر می‌باشد. علاوه بر آن تعدادی از افراد در مناطق مختلف کشور خودکشی می‌کنند که در آمار کلی سالانه جایی ندارند.

از آنجا که هر فردی که خودکشی می‌کند عضوی از یک خانوار ایرانی ۶نفره می باشد حداقل ۳۰۰۰۰ نفر از مردم کشور ایران بنوعی با مشکل خودکشی و پیامد‌های روانی و اجتماعی آن درگیرند.

براساس آمارهای منتشر شده، میزان خودکشی ۳/۱ در ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۶۳ و ۴/۶ جمعیت در سال ۱۳۸۴ رسیده است.

خودکشی در مردان (۶/۷ در ۱۰۰ هزار نفر) نهمین علت مرگ و میر و در زنان (۵/۱ در صد هزار نفر) دهمین علت مرگ و میر بوده است.

در سال‌های اخیر با توجه به افزایش اقدام به خودکشی و مشکلات اجتماعی دیگر ناشی از آن، موجب گردید تا ضرورت توجه به برنامه ریزی پیشگیری از خودکشی بیش از پیش احساس شود و  نسبت به اجرای طرح ادغام پیشگیری از خودکشی در نظام شبکه بهداشتی اقدام گردد.

امید است پزشکان فعال بتوانند با مطالعه متون آموزشی، نقش نظارتی و آموزشی خود را بدرستی انجام داده و با اجرای برنامه، شاهد کاهش میزان خودکشی در جامعه باشند.

جهان در طول دو دهه آینده شاهد تغییرات عمده در نیازهای بهداشتی مردم خواهد بود.

جهت اصلی این تغییرات تبدیل عوامل اصلی مرگ و میر از بیماری های واگیر دار به بیماری‌های غیر واگیر نشانه گرفته و نه تنها زندگی انسان ها را در معرض خطر مستقیم قرار داده بلکه در اثر بار عظیم ناتوانی که به دنبال آنها ایجاد می گردد از یک سو، سهم عمده‌ای از منابع اندک بهداشتی درمانی کشور می‌بایست صرف توانبخشی دوباره مبتلایان شده و از سوی دیگر، بخش عظیمی از نیروهای فعال و مولد کشور را از چرخه تولید خارج می‌کند و به همین دلیل می‌توان گفت امروزه دشواری‌های جدی و جدیدی فراروی نظام بهداشتی قرار گرفته است.

در بعد جهانی پیش‌ بینی‌ های تلخی توسط سازمان بهداشت جهانی، دانشگاه هاروارد و بانک جهانی در زمینه بیماری‌های غیرواگیر شده است.

بر طبق این پیش‌بینی‌ها در طول ۲۰سال آینده مرگ ناشی از این بیماری‌ها با افزایشی بیش از سه برابر از ۲۸ میلیون نفر در سال ۱۹۹۰ به ۷/۹۴ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰ خواهد رسید و بار جهانی بیماری‌ها سمت و سویی تازه یافته و از تمرکز بیماری‌ها در گروه بیماری‌های واگیر دار کاسته شده و بیماری‌های غیر واگیر با مرگ و میر کمتر اما عوارض بیشتر جایگزین آنها می‌شوند.

●   نکات کلیدی راجع به خودکشی درجهان :

• هر ۴۰ ثانیه یک نفر در سراسر دنیا جان خود را در اثر خودکشی از دست می‌دهد.
• هر ۳ ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند.
• خودکشی جزء ۳ علت اصلی مرگ افراد ۳۵-۱۵ سال است.
• هر خودکشی حداقل برای ۶ نفر دیگر تأثیر بدی دارد.
• تأثیرات روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی خودکشی بر خانواده و جامعه غیرقابل اندازه‌گیری است.

●   تعریف خودکشی  :

خودکشی به معنای خاتمه زندگی به دست خودفرد است. اگر کسی دست به خودکشی بزند ولی زنده بماند به این رفتار اقدام به خودکشی می‌گوییم.

پدیده افکار خودکشی در بسیاری از اقشار مردم از جمله (جوانان، مردان، زنان و افراد مسن) دیده می‌شود که عدم پیشگیری از آن می‌تواند اقدام به خودکشی را به همراه داشته باشد.
خودکشی یک مشکل پیچیده است که علل یا دلایل متعددی دارد. خودکشی در نتیجه تعامل عوامل متعدد زیست شناختی، ژنتیک، روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی  بوجود می‌آید.

توضیح این موضوع که چرا برخی افراد تصمیم به خودکشی می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر در شرایط یکسان یا حتی بدتر از آن چنین کاری نمی‌کنند مشکل است. با این حال بیشتر خودکشی‌ها قابل پیشگیری هستند.

خودکشی در حال حاضر یک مشکل بزرگ بهداشت عمومی درتمام کشورهاست. تقویت کارکنان بهداشتی برای شناسایی، ارزیابی، مدیریت و ارجاع بیمار مستعد خودکشی در جامعه قدم مهمی در پیشگیری از خودکشی است.

●   بار خودکشی  :

طبق برآورد سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۰۰ حدود یک میلیون نفر بر اثر خودکشی فوت شدند. خودکشی در بسیاری از کشور‌ها جزء ۱۰ علت مرگ و درگروه سنی ۳۵-۱۵ ساله یکی از ۳ علت اصلی مرگ است.

آثار روانی و اجتماعی خودکشی بر خانواده و جامعه غیر قابل اندازه گیری است. بطور متوسط هر خودکشی بطور مستقیم حداقل ۶ نفر را گرفتار می‌کند. اگر خودکشی در مدرسه یا محل کار روی دهد صد‌ها نفر را متأثر می‌کند.

بار خودکشی را می‌توا ن با DALYs که همان  Disability Adjusted Life years  می‌باشد ارزیابی کرد.

در سال ۱۹۹۸  خودکشی ۸/۱درصد کل بار بیماری‌ها را به خود اختصاص داد که از ۳/۲ درصد در کشور‌های غنی تا ۷/۱ درصد در کشور‌های فقیر در نوسان بود.

این بار معادل بار ناشی از جنگ‌ها و قتل‌ها است و درست دو برابر بار ناشی از دیابت و معادل بار خفگی و تروما است.

منبع:

بسته خدمتی پیشگیری از خودکشی برای پزشکان عمومی




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: نکات کلیدی راجع به خودکشی ,
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

چگونه بیماران با خطر بالای خودکشی را شناسایی کنید؟


●  چند عامل فردی و اجتماعی جمعیت شناختی مرتبط با خودکشی به شرح زیر وجود دارد :

• اختلالات روان پزشکی (عموماً  افسردگی، الکلیسم، اختلالات شخصیت)؛
• بیماری های جسمی(لاعلاج، همراه با درد و ناتوانی، ایدز)؛
• سابقه قبلی اقدام به خودکشی؛
• سابقه خانوادگی خودکشی، الکلسیم و یا اختلالات روان پزشکی؛
• انزوای اجتماعی؛
• داغدیدگی در دوران کودکی؛
اگر بیمار تحت درمان روان پزشکی است خطر در موارد زیر بالاست:
o کسانی که به تازگی از بیمارستان مرخص شده‌اند؛
o کسانی که سابقه قبلی خودکشی دارند؛

●  استرس های اخیر زندگی که خطر خودکشی را بالا می‌برند:

 متارکه ازدواج؛
 داغدیدگی؛
 اختلاف‌های خانوادگی؛
 تغییرات ناخوشایند در وضعیت شغلی یا مالی؛
 طرد از سوی افرادی که برای ما مهم هستند؛
 خجالت از مقصر شناخته شدن؛

مقیاس‌های متعددی برای ارزیابی خطر خودکشی در دسترس است، اما هیچ کدام به اندازه مصاحبه بالینی در شناسایی خطر آنی خودکشی ارزش ندارند.

 پزشک ممکن است با شرایط و وضعیت‌های مختلف در خودکشی روبرو شود. یک مرد سالمند که اخیراً بیوه شده، تحت درمان افسردگی است، تنها زندگی می‌کند و سایقه قبلی خودکشی دارد و یک خانم جوان که اخیراً دوست صمیمی اش او را ترک کرده و حالا چند خراش در بازوی خود ایجاد کرده، دو نمونه در دو نقطه مقابل هم هستند. در عمل بیشتر بیماران بین این دو انتها قرار گرفته و ممکن است از یک طبقه به طبقه‌ای دیگر در نوسان باشند.

وقتی پزشک با نشانه‌های قابل قبولی برخورد می‌کند که بیمار مستعد خودکشی است باید فکر کند که چه باید بکند. بعضی از پزشکان با بیماران مستعد خودکشی راحت نیستند.

مهم این است که پزشک مواظب احساسات درونی خود نسبت به بیمار باشد و از همکاران یا احتمالاً متخصصین سلامت روان در مواجهه با چنین بیمارانی کمک بگیرد. مهم این است که خطر را انکار یا فراموش نکنیم.

اگر پزشک تصمیم به اقدام عملی دارد، نخستین و مهم ترین قدم، گذاشتن وقت کافی برای بیمار است حتی اگر اتاق انتظار پر از بیمار باشد. وقتی اشتیاق خود را برای فهم مشکل بیمار آغاز می‌کنید رابطه ی مثبت شما با بیمار آغاز می‌شود.

سؤالات مستقیم و بسته در مصاحبه کمک‌کننده نیستند. عباراتی مثل «به نظرم خیلی عصبانی هستید، بیشتر برایم توضیح بدهید»  مفید است.

گوش دادن با همدلی قدم مهمی در کاهش سطح ناامیدی بیمارمستعد خودکشی است.

●  خودکشی – باورهای غلط و واقعیت :

افسانه :
-   کسی که دست به خودکشی می‌زند بندرت عمل می کند  .

-  پرسش درباره خودکشی سبب القای خودکشی می‌شود.

واقعیت :

-   کسانی که خود را کشتند قبلاً هشدار داده بودند، همیشه تهدید به خودکشی را جدی بگیرید.

-   پرسش درباره خودکشی اغلب سبب کاهش اضطراب بیمار شده، بیمار احساس آرامش کرده و احساس  می‌کند که اورا درک می‌کنند.

● چگونه بپرسید؟

پرسش در مورد افکار خودکشی آسان نیست. بهتر است که بتدریج وارد موضوع شوید. ترتیب سؤالات بشکل زیر کمک می‌کند :

۱-    آیا احساس غمگین بودن و بیچارگی دارید؟
۲-    آیا احساس درماندگی می‌کنید؟
۳-    آیا احساس می‌کنید که از کارهای روزانه عاجزید؟
۴-    آیا احساس می‌کنید زندگی یک رنج است؟
۵-    آیا احساس می‌کنید زندگی ارزش ندارد؟
۶-    آیا دلتان می‌خواهد خودکشی کنید؟

●  کی بپرسید؟

•    وقتی که بیمار احساس کند که به راحتی می‌تواند احساسات خود را بیان کند.

•    وقتی بیمار احساسات منفی دارد.

●  سوالات بعدی :

پرسش در مورد وجود افکار خودکشی پایان کار نیست.

کار با تأیید وجود افکار خودکشی تمام نمی‌شود. باید با پرسش های تکمیلی بیشتر، میزان شدت افکار و احتمال خودکشی را ارزیابی کنید. مهم این است که بدانید آیا بیمار طرح و برنامه‌ای برای خودکشی دارد و ابزار آنرا فراهم کرده است یا خیر. اگر بیمار می‌گوید می‌خواهم با هفت‌تیر خودم را بکشم ولی هفت تیر ندارم  خطر کمتر است. اما اگر می‌گوید برنامه دارم و ابزار هم آماده است (مثلاً  قرص) یا ابزار به سادگی در دسترس خواهد بود خطر خودکشی افزایش می‌یابد.

●  مهم است با سؤالات خود بیمار را تحت فشار و آزار قرار ندهید و پزشک با همدلی و با مهربانی سوال کند. نمونه ی برخی از سؤالات پیشنهادی:

•    آیا طرح و برنامه‌ای برای پایان دادن به زندگی خود دارید؟

•    چطوری می‌خواهید آنرا اجرا کنید ؟

•    آیا ابزار آن مثل قرص/ اسلحه یا سایر ابزار را در دسترس دارید؟

•    کی می‌خواهید آن را عملی کنید؟

●  توجه :

•  بهبودی کاذب یا گمراه کننده. هر گاه یک بیمار آژیته ناگهان آرام شد، ممکن است او به تصمیم قطعی برای خودکشی رسیده باشد و  بعد از این تصمیم گیری آرام بنظر می رسد.

•  انکار. بیمارانی که بشدت قصد خودکشی دارند ممکن است تعمداً این افکار را انکار کنند.

●  مدیریت درمان بیماران دارای افکار خودکشی :

اگر بیمار دچار مشکل هیجانی است و افکار مبهم خودکشی دارد، صحبت کردن با یک پزشک علاقمند و تخلیه هیجانی ممکن است کافی باشد. با این حال راه را برای اقدامات بعدی و پیگیری باز بگذارید بخصوص اگر بیمار حمایت اجتماعی کافی نداشته باشد.

●  سه حالت شایع در افراد دارای افکار خودکشی عبارتند از:

۱- دودلی:

اکثر بیماران مستعد خودکشی تا لحظه آخر تردید دارند. بین آرزوی مرگ و زندگی حالت بازی الاکلنگ را دارند. اگر پزشک میل زندگی را تقویت کند ممکن است خطر خودکشی کم شود.

۲- تکانشگری:

خودکشی پدیده‌ای تکانشی بوده و ماهیت تکانش موقتی بودن آن است. اگر در لحظه تکانش حمایت موجود باشد، ممکن است بحران را خنثی کند.

۳- انعطاف‌ناپذیر:

افراد مستعد خودکشی از نظر فکری، خلقی و عملی، محدود، بسته و خشک هستند و از نظر منطق هر چیز را به دو دسته این یا آن بخش می‌کنند. با یک جستجوی ساده در مورد جانشین‌های مرگ برای بیمار مستعد خودکشی، پزشک به سادگی در می‌یابد که گزینه‌های دیگری برای بیمار حتی اگر ایده آل نباشند وجود دارد.

●  بکارگیری حمایت :

پزشک باید سیستم حمایتی موجود را ارزیابی کند و یکی از بستگان، دوستان، آشنایان یا هرکس که می‌تواند بیمار را حمایت کند شناسایی کرده و از او کمک بخواهد.

●  قرارداد عدم خودکشی :

بکارگیری قرارداد «عدم خودکشی» روش مفیدی در پیشگیری از خودکشی است. نزدیکان بیمار را در این قرارداد وارد کرده و در موارد مرتبط بحث می‌کنیم. در اغلب موارد بیماران به قول داده شده به پزشک پایبند هستند. این قرارداد فقط برای مواردی که بیمار روی رفتارش کنترل دارد مناسب است.

در غیاب اختلالات شدید روانی یا قصد شدید خودکشی، پزشک می‌تواند درمان دارویی با داروهای ضد افسردگی را شروع کند و برای مداخلات روانشناختی غیر دارویی از روانشناس بالینی(کارشناس بهداشت روان) کمک بگیرد. لکن توصیه می‌شود در صورت امکان، بررسی افکار خودکشی و میزان خطر توسط روان پزشک انجام شود و در این موارد نیز ارجاع به متخصص انجام شود.

برای بیشتر بیماران، ویزیت های مکرر مفید است به خصوص اگر بر اساس نیاز‌های بیمار برنامه‌ریزی شده باشد.

بجز در مورد درمان بیماری زمینه‌ای ، تعداد کمی از بیماران نیاز به درمان طولانی بیش از دو یا سه ماه دارند. ، تشویق به استقلال، کمک به بیمار در روبرو شدن با استرسورهای زندگی با بکارگیری شیوه‌های گوناگون و آموخته شده ی سازش مؤثر می‌باشد.

●  ارجاع به متخصص :

●  چه وقت بیمار با افکار خودکشی را ارجاع دهید؟

•  اختلال روانپزشکی دارد؛
•  سابقه قبلی اقدام به خودکشی دارد؛
•  سابقه قبلی خودکشی، الکلیسم دارد؛
•  از نظر سلامت جسم مختل است؛
•  حمایت اجتماعی ندارد؛

●  چگونه ارجاع دهید؟

بعد از اینکه تصمیم به ارجاع بیمار گرفتید باید:
o  زمانی را برای توضیح علت ارجاع، به بیمار اختصاص دهید؛
o  اضطراب درباره استیگما (انگ) و داروهای روان پزشکی را با توضیحات خود کاهش دهید؛

o  تأثیر دارو و روان درمانی را برای بیمار روشن کنید؛
o  تأکید کنید معنی ارجاع ” ترک ” یا جدایی از شما نیست؛
o  ترتیب وقت ملاقات را با روانپزشک بدهید؛
o  پس از ملاقات بیمار با روانپزشک، با او ملاقات کنید؛
o  مطمئن شوید ارتباط با بیمار ادامه دارد و بیمار هرگز به حال خود رها نمی شود؛
چه موقع باید بیمار با افکار خودکشی را بستری کنید؟

●  موارد زیر اندیکاسیون‌های بستری فوری است:

•  تمایل شدید برای مردن در آینده نزدیک ( چند ساعت یا چند روز دیگر)؛
•  وجود بیماری روان پزشکی
•  فقدان سیستم حمایتی
•  داشتن برنامه برای خودکشی به شیوه‌ای خشن در اسرع وقت؛
در صورت نیاز به  بستری به چه نکاتی باید توجه کرد ؟
o  او را تنها رها نکنید؛
o  ترتیب انتقال او را به بیمارستان با آمبولانس یا پلیس بدهید؛
o  مسئولین مربوطه و خانواده را مطلع کنید؛

منبع:

بسته خدمتی پیشگیری از خودکشی برای پزشکان عمومی




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: چگونه بیماران با خطر بالای خودکشی را شناسایی کنید؟ ,
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : کیان کیانی

افسردگی


اختلال افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در قرن حاضر در دنیا می باشد. شناخت خصوصیات و علائم آن ، درمان صحیح و به موقع و عملکرد مناسب پزشکان در کاهش عوارض و بازتوانی بیماران نقش مهمی در کنترل این اختلال دارد.

ب  احساس اندوه و غم معمولاً در موقعیت های ناراحت کننده برای هرکسی پیش می آید و از تجارب طبیعی بشر است ( همانطور که در سوگ دیده می شود) و باید از اختلال افسردگی افتراق داده شود ولی همین موضوع باعث تشخیص کمتر اختلال افسردگی و درمان آن نسبت به میزان واقعی ابتلاء می گردد.

بطوری که طبق آمارهای موجود فقط نیمی از بیماران افسرده تحت درمان قرار می گیرند. افت کارایی و خساراتی که افسردگی به عنوان شایع ترین بیماری قرن برای افراد ، خانواده ها و جامعه به بار می آورد در صورت محاسبه خسارات مستقیم و غیر مستقیم آن ارقام بسیار بالایی را نشان می دهد.

عوارض ثانوی اختلال می تواند تأثیر عمیقی بر سبک و سطح زندگی و سرنوشت افراد بگذارد.

بنابراین ضرورت دارد کلیه پزشکان بخصوص پزشکان عمومی که بیشترین مراجعات بیماران افسرده به آن ها می باشد ، با دید دقیق تر به مسأله نگاه کنند و با فراگیری روش های علمی درمان و ارجاع به موقع به روان پزشک در کنترل این اختلال و جلوگیری از عوارض اجتماعی، خانوادگی و . . . آن نقش خود را ایفاء نمایند.

این پروتکل راهنمای خلاصه ای است جهت این اهداف و هرگز جایگزین آموزش کامل و جامعی که در دوران تحصیل پزشکی فراگرفته شده نمی باشد.

●  اپیدمیولوژی :

میزان شیوع اختلال افسردگی در طول عمر ۱۵ درصد در مردان و ۲۵ درصد در زنان می باشد. حداقل ۱۰ درصد بیماران پزشکان عمومی و ۱۵ درصد بیماران متخصصان داخلی را بیماران افسرده تشکیل می دهند. دست کم در نیمی از این موارد علائم افسردگی غالباً به طور نامناسب به عنوان واکنش های قابل انتظار در مقابل استرس ، ضعف اراده یا تلاش برای کسب نفع ثانوی تعبیر می شود. میزان ابتلاء زنان دو برابر مردان و سن متوسط شروع اختلال حدود ۴۰ سالگی می باشد.

●  اتیولوژی :

علل افسردگی ناشناخته است، ولی عوامل بیولوژیک، ژنتیک و عوامل روانی – اجتماعی به طور متداخل مؤثر می باشند. مثلاً عوامل روانی و ژنتیک می توانند بر غلظت نوروترانسمیترها در سیناپس ها مؤثر باشند و عوامل بیولوژیک و روانی اجتماعی می توانند بر تظاهر ژنی تأثیر بگذارند.

۱ – عوامل بیولوژیک

چون مصرف داروهای ضد افسردگی کلاسیک بعد از حدود سه هفته باعث تغییر در گیرنده های پس سیناپسی سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین می شود ( که با شروع اثرات بالینی مطابقت دارد ) نوروترانسمیترهای مربوطه، در اتیولوژی اختلال افسردگی سهیم شناخته شده اند. سایر عوامل مثل نظم محور آدرنال، محور تیروئید، هورمون رشد، ریتم های شبانه روزی، نظم ایمونولوژیک و خواب نیز در اساس اختلال، مؤثر شناخته شده اند.

یافته های ژنتیک نشان داده است که فامیل درجه اول بیماران افسرده ۲ تا ۳ بار بیشتر از سایر افراد دچار اختلال افسردگی می شوند. میزان ابتلاء در دوقلوهای مونوزیگوت که جدا از هم بزرگ شده اند،۵۰ درصد و در دوقلوهای دی زیگوت ۲۵ – ۱۰ درصد می باشد. در برخی مطالعات کروموزم های X ، ۱۱ و ۵ دخیل گزارش شده اند.

۲ – عوامل روانی – اجتماعی

●  استرس :

مطالعات جدید نشان داده است که استرس های شدید زندگی همراه با نخستین دوره افسردگی (و سایر اختلالات خلقی) باعث تغییرات دیرپا و پایا در حالات فونکسیونل سیناپس ها و نوروترانسمیترها می شود که باعث می گردد درغیاب استرس نیز شخص در معرض دوره های بعدی اختلال باشد.

استرس مزمن و غیر اختصاصی نیز می تواند دخیل باشد. به عقیده بعضی از متخصصان استرس نقش اساسی در ابتلاء به اختلال افسردگی دارد.

●  خانواده :

روش های نامطلوب تربیت فرزند مثل سخت گیری بیش ازحد و یا سایر سایکوپاتولوژی های خانواده در شروع ، دوام و عود اختلال مؤثرند. همچنین کسانی که یک یا دو والد خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده اند، در صورت رویارویی با استرس های زندگی در سنین بالاتر در معرض خطر بالاتر ابتلا به افسردگی قرار دارند.

●  علائم و ویژگی های بالینی :

برای در نظر گرفتن تشخیص اختلال افسردگی اساسی وجود حداقل یکی از دو علامت:

۱٫ خلق افسرده (احساس غم و اندوه) و ۲٫ فقدان علاقه و لذًت، که علائم کلیدی هستند الزامی است. بیمار ممکن است اظهار کند که احساس غم، یأس، پوچی و بی ارزشی می کند.

برای بیمار، خلق افسرده غالباً کیفیت خاصی دارد که با غمگینی معمولی فرق می کند (یک درد روحی توان فرسا ) بیماران افسرده گاهی ازناتوانی برای گریه کردن شکایت می کنند.

علاوه بر این، وجود چهار علامت از علائم زیر برای حداقل دو هفته برای گذاشتن تشخیص لازم است:

۱٫ افکار انتحاری: تقریباً دوسوم بیماران افسرده به خودکشی می اندیشند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آن ها اقدام به خودکشی می نمایند.

۲٫ تغییرات خواب: تقریباً ۸۰ درصد بیماران از اختلال خواب به خصوص سحرخیزی و بیداری های مکرر شبانه که ضمن آن به مرور ذهنی رویدادهای روز می پردازند رنج می برند (به استثناء کودکان و نوجوانان).

۳٫ تغییرات وزن و اشتها: بسیاری از بیماران دچار بی اشتهائی و کاهش وزن می شوند، معهذا بعضی افزایش اشتها و افزایش وزن و پرخوابی دارند. تغییرات گوناگون در مصرف غذا یا میزان استراحت ممکن است موجب وخامت بیماری های داخلی مثل دیابت، فشارخون و بیماری های قلب و ریه شود.

۴٫ کاهش انرژی: تقریباً همه بیماران افسرده از کاهش انرژی که منجر به بروز اشکال در انجام تکالیف، اختلال در تحصیل، حرفه و کاهش انگیزه برای انجام طرح های تازه   می گردد، شکایت می کنند ( انگار همه چیز به پایان رسیده و آخر دنیا است ).

۵٫ احساس بی ارزشی و گناه: احساس ناکارآمدی در زمان حال، آینده و گذشته در افسردگی شایع است. بیمار اعتماد به نفس خود را از دست داده و همه چیز را شکست محسوب کرده یا منتظر بدترین اتفاق در آینده می باشد و بدبختی را جزء لاینفک سرنوشت خود می پندارد. او ممکن است احساس گناه و خودملامتگری در مورد گذشته داشته باشد و خاطرات بد را همراه با مبالغه در اثرات روحی و روانی آن ها مدام در ذهن خود مرور کند.

۶٫ کاهش انگیزه و علائق: افراد افسرده از خانواده و دوستان خود کناره گرفته و از فعالیت هایی که قبلاً مورد علاقه آن ها بوده دست می کشند.

۷٫ اختلال در تمرکز و دشواری تفکر: حواس پرتی یا فراموشکاری و افت تحصیلی از جمله مثال های شایع آن هستند.

۸٫ کندی یا تحریک سایکوموتور: معمولاٌ به صورت کندی در حرکات یا به صورت تحریک پذیری و عصبانیت است.

- این علائم ناراحتی قابل ملاحظه بالینی یا تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم به وجود می‌آورد.

- باید متذکر شد که علائم بالا نباید ناشی از تأثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (داروی نسخه شده یا سوء‌ مصرف) یا یک اختلال طبی عمومی (مثل کم کاری تیروئید) ‌باشد و فرد هیچ وقت قبلاً معیارهای مانیا یا هیپومانیا و علائم مشخص آن را تجربه نکرده باشد.

برخی از بیماران افسرده به بیماری خود واقف نیستند و شکایتی از اختلال خود نمی کنند. سایر علائم نباتی شامل اختلال قاعدگی و کاهش میل و عملکرد جنسی که اغلب ناشناخته می مانند، نیز دیده می شود. اضطراب ، سوء مصرف الکل و سایر مواد، شکایات جسمی که اغلب ناشناخته می مانند، نیز در افسردگی دیده می شود.

مطالعات نشان داده است که بیش از ۶۵ درصد بیماران افسرده که به پزشکان مراجعه می‌کنند نوعی  درد دارند (دردهای پراکنده که ممکن است جابجا شوند، دردهای پشت گردن و بازوها و حتی سردرد و کمردرد که شدت و دوام آن متناسب با اختلال ارگانیک نیست). در اقشار کم سواد، درد بخصوص می‌تواند یکی از شکایات اولیه مهم بیماران افسرده باشد که معمولاً به تشخیص نادرست منجر می‌شود.

نیمی از این بیماران تغییرات شبانه روزی در علائم را که اغلب صبح ها شدید تر از عصرها  می باشد ذکر می کنند. ۹۴ درصد بیماران از اختلال تمرکز و ۶۷ درصد از دشواری در تفکر شاکی هستند (این مورد در دانش آموزان و دانشجویان عواقب تحصیلی قابل ملاحظه ای ایجاد می کند).

●   اشکال بالینی دیگری از افسردگی که در ذیل ذکر می شوند نیز وجود دارند.

- افسردگی تهییجی (آژیته ) : که در آن شخص تحریک می شود.

- افسردگی کند: با کندی بارز سایکوموتور.

- افسردگی کاتاتونیک : با بهت ثانوی بر افسردگی مشخص می شود.

- افسردگی نهفته:که در آن خلق افسرده بارز نیست.

- افسرده آتیپیک: با پرخوابی، پرخوری وفلج سربی مشخص می شود.

●  در فرد داغدیده یا سوگوار در موارد زیر تشخیص اختلال افسردگی اساسی مطرح می شود :

۱٫ وجود علائم بیش از دو ماه
۲٫ تخریب عملکردی بارز.
۳٫ اشتغال ذهنی بیمارگونه با بی‌ارزشی،
۴٫ وجود فکر خودکشی،
۵٫ وجود علائم پسیکوتیک،
۶٫ وجود کندی روانی- حرکتی.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , عمومی ,
برچسب‌ها: افسردگی ,
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

تنهایی طولانی مدت موجب اختلالات روانی می شود


پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک مطالعه که به تازگی منتشر شده است، نشان می دهد که تنهایی طولانی مدت مغز را به گونه ای تغییر می دهد که افراد مبتلا کمتر می توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

   این تحقیق نشان داد حیواناتی که برای مدت طولانی تنها می مانند در بخش هایی از مغزشان میلین ماده سفیدی که برای رفتارهای احساسی مهم و حیاتی است کمتر تولید می شود.

نتایج این مطالعه که با همکاری محققان دانشگاه بوفالو و دانشکده پزشکی ˈمت سینایˈ انجام شد ، توانایی مغز برای پذیرش تغییرات زیست محیطی را نشان می دهد .

پیش از این مشاهده شده بود که تغییرات در ماده سفید مغز موجب اختلالات روانی می شود ونتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که ماده میلین در مغز حیوانات بسیار جوان به تغییرات زیست محیطی واکنش نشان می دهد.

ˈکارن داتزˈ که ریاست این مطالعه را برعهده داشت ، گفت: این تحقیق برای اولین بار نقش میلین را در اختلالات روانی نشان داد.

این مطالعه نشان می دهد که انعطاف پذیری در مغز به نرون ها محدود نمی شود اما به طور فعالانه ای در سلول های گلیال مانند الیگو دندروسیت ها که میلین تولید می کنند، روی می دهد.

میلن یک ماده چرب حیاتی است که آکسون های اعصاب (انتقال دهندگان پیام های عصبی) را می پوشاند و به آنها کمک می کند تا علامت دهی خود را به طور موثری انجام دهند.

به گفته محققان، فشردگی دی.ان.ای موجب بلوغ الیگو دندروسیتها می شود و به آنها اجازه می دهد تا مقداری میلین ترشح کنند.

محققان افزودند: در این مطالعه مشاهده شد که در حیواناتی که از لحاظ اجتماعی تنها مانده اند فشردگی دی.ان.ای زیادی وجود ندارد و الیگو دندروسیتها نابالغ تر به نظر می رسند.

با افزایش سن معمولا فشردگی بیشتری در دی.ان.ای مشاهده می شود اما زمانی که فرد در انزوای اجتماعی قرار می گیرد ، فشردگی کمتر می شود و در نتیجه میلین کمتری ترشح می شود.

به گفته محققان نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که تولید میلین پس از گذشت مدتی و بازگشت فرد به تعامل اجتماعی از سرگرفته می شود .

نتایج این تحقیق در مجله اینترنتی Nature Neuroscience منتشر شده است.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , عمومی ,
برچسب‌ها: تنهایی طولانی مدت موجب اختلالات روانی می شود ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

"حسادت جنسی " چیست ؟!

همه ی ما در زندگی روزمره حسادت را تجربه کرده ایم. با اینکه احساس «حسادت» یک تجربه مشترک میان همه ی انسانهاست؛ اما...

 

شاید به جرات بتوان گفت، اکثر زنان و مردانی که در حال تجربه زندگی مشترک هستند، نسبت به همسر خود حساسیتهای ویژه ای دارند. برای مثال :

آنان بهترینهای دنیا را برای همسرشان می خواهند
دوست دارند ساعات طولانی در کنار هم باشند
صحبتهای خصوصی را با هم در میان بگذارند
عمیق ترین و خالص ترین عواطف را نثار هم کنند
و صد البته تمایل دارند که در این روابط تنها خودشان دو نفر سهیم باشند و نفر سومی وجود نداشته باشد.

این مساله کاملاً طبیعی است و در اصطلاح نوعی حساسیت زناشویی قلمداد می شود که بطور قطع باعث حفظ هر چه بیشتر ارتباطات مثبت زن و شوهر می گردد چرا که باعث می شود هر یک از طرفین، احساس کند که برای همسرش قابل اهمیت و ارزش است و نقش اول را در زندگی او ایفا می کند.

اما گاهی اوقات این حساسیت زناشویی بیش از حد شدید و حتی غیرمنطقی و مخرب به نظر می رسد و در اینجاست که دیگر نمی توان اصطلاح «حساسیت زناشویی» را نام برد چرا که رابطه زن و مرد وارد ابعاد بیمار گونه گشته است و یکی از طرفین (چه زن و چه مرد، که البته این مشکل در مردان بسیار فراگیرتر است) قصد دارد همسرش را منحصر به خود کرده و حتی حقوق طبیعی او را نایده می گیرد.

در اینجا اصطلاحی که متخصصان و روان شناسان برای این مشکل عنوان می کنند «حسادت جنسی» است. البته در ابتدای امر شاید به نظر شما برسد که این رفتارهای خشک و غیرمنطقی همان سوءظن (پارانوید) است؛ اما ما باید عنوان کنیم که سوءظن، مشکلی است که فرد در ارتباط با همگان دارد و فرد مبتلا به آن ممکن است نسبت به تمام کسانی که با او در ارتباط هستند دچار این بد بینی گردد.

اما «حسادت جنسی» مشکلی است که تنها در قبال همسر ظاهر شده و باعث می شود فرد مبتلا، شریک زندگی اش را به خاطر این مشکل بسیار تحت فشار و سختی قرار دهد.


اگر کمی توجه کنید خواهید فهمید که حسادت جنسی تداعی کننده مفهوم شکاک بودن در زندگی زناشویی است که در گذشته و در فرهنگ عامیانه مردم از این اصطلاح استفاده می شد اما اصطلاح”حسادت جنسی” کلمه ای است که در متون روانشناسی به کار می رود و جایگزین اصطلاح “شکاک بودن” شده است ولی در اصل تداعی کننده همان معناست.

در ادامه لازم به ذکر است که تمام افکار و باورهایی که فرد مبتلا در ذهن دارد، واقعیت نداشته و تنها ساخته و پرداخته ذهن بیش از حد، حساس اوست.

حسادت جنسی چیست؟

همه ی ما در زندگی روزمره حسادت را تجربه کرده ایم. با اینکه احساس «حسادت» یک تجربه مشترک میان همه ی انسانهاست؛ اما دلیل و واکنش هر یک از ما، در مقابل این احساس کاملاً متفاوت است.

مطابق با تعاریف روان شناسان بالینی، حسادت جنسی یک واکنش پیچیده است که در برابر احساس تهدید و یا ترس  از دست دادن و یا فقدان یک رابطه ارزشمند ایجاد می شود، پیچیدگی این واکنش به این علت است که دارای سه مولفه هیجانی، فکری و رفتاری است.

مولفه هیجانی – احساس رنج، خشم، عصبانیت، غم و اندوه، حسادت بردن، ترس، سوگ.

مولفه فکری (شناختی) – رنجش، سرزنش خود، رقابت و چشم و هم چشمی با همتایان، نگرانی در مورد تصویر بدنی خود، احساس ترحم و دلسوزی نسبت به خود

مولفه رفتاری – ضعف بدن، لرزش و تعریق، پرسش دائمی در مورد خود و تلاش برای کسب اطمینان، واکنشهای پرخاشگرانه و توام با عصبانیت.


موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , مسایل جنسی ,
برچسب‌ها: "حسادت جنسی " چیست ؟! ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی
داروی جدید برای درمان افسردگی در ظرف چند ساعت


روانشناسان می‌گویند امروزه میلیون‌ها نفر از مردم سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند اما داروهایی که طی 25 سال گذشته برای درمان این اختلال روانی تولید و مصرف شده‌اند، تحول چندانی در حال بیماران ایجاد نمی‌کنند.

 به نقل از ایسنا ؛ در دو مطالعه اخیر که روی گروه جدیدی از داروها انجام گرفته، متخصصان دارویی جدید و امیدبخش برای بهبود حال این بیماران ارائه کرده‌اند.

در بیماران افسرده، ارتباط بین سلولهای مغزی یا همان نورونها مختل می‌شود. داروهای موجود برای درمان این اختلال، تولید بیشتر نوعی ماده شیمیایی در مغز موسوم به سروتونین را مورد هدف قرار می‌دهند تا به برقراری مجدد ارتباط بین سلولهای مغزی کمک کنند اما این ماده شیمیایی فقط در پنج درصد سلولهای مغزی موجود است.

در مطالعات اخیر، داروهای جدید برای درمان افسردگی در واقع ماده شیمیایی دیگری موسوم به گلوتامات را مورد هدف قرار می‌دهند که در 80 درصد نورونها موجود است. روانپزشکانه معتقدند که داروهای جدید بهتر از داروهای قدیمی می‌توانند ارتباط از دست رفته بین نورونها را دوباره برقرار کنند و مدت زمان اثرگذاری داروهای جدید نیز به مراتب سریعتر است.

دکتر جرارد ساناکورا، متخصص روانپزشکی در دانشگاه ییل که سرپرستی یکی از این مطالعات را بر عهده داشته می‌گوید: نکته جالب در ارتباط با داروهای جدید این است که در واقع تاثیرات ضد افسردگی این داروها خیلی سریعتر از داروهای قدیمی یعنی ظرف چند ساعت یا چند روز بروز می‌کند.

این داروها هنوز تحت آزمایش و مطالعه هستند و تا زمانی که مورد تایید سازمان غذا و داروی آمریکا قرار بگیرند سه تا پنج سال و یا حتی بیشتر طول خواهد کشید.





موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , داروها ,
برچسب‌ها: داروی جدید برای درمان افسردگی در ظرف چند ساعت ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

هفت دلیل دلزدگی جنسی خانم ها

هفت دلیل دلزدگی جنسی خانم ها
امروزه اکثریت خانم ها معتقدند که رابطه جنسی بدون احساس، خسته کننده و بیهوده است

 

من مطمئن هستم که هیچ کدام از شما دوست ندارد با یک "عاشق خسته کننده" ارتباط برقرار کند. برای اینکه به شما کمک کنیم تا این تقدیر وحشتناک را برگردانید، لیستی از 7 موردی که به نظر خانم ها در روابط جنسی ملال آور است را جمع آوری کرده ام. پس اگر می خواهید همسرتان را در حالتی نگه دارید که همواره تقاضای بیشتری از شما داشته باشد، مقاله زیر را بخوانید؛

1- اجازه گرفتن
هیچ چیز شهوانی در مورد مردی که برای برقراری رابطه جنسی از همسر خود اجازه می گیرد، وجود ندارد. یک عاشق واقعی به درستی می داند که چگونه با رفتار خود می تواند به خانمش بفهماند که در موقع بخصوص آماده انجام آن کار است و به هیچ وجه نیازی به سوال پرسیدن ندارد. برای شروع، یک نگاه عمیق و عاشقانه و یا لمس کردن محل بخصوصی می تواند گویای همه چیز باشد.

2- قابل پیش بینی بودن
اگر مدتی است که با هم رابطه دارید، پس این گزینه شاید حالا به صورت یکی از مشکلات شما در آمده باشد. یکی از دلایلی که در ابتدای رابطه، شما و همسرتان احساس نیاز شدیدی به هم می کردید تنها به این خاطر بوده که از چگونگی روحیات و تمایلات یکدیگر آگاه نبودید. اگر شما برای سالیان دراز همان روش های جذب کردن قدیمی را به کار بگیرید، دیگر هیچ جذابیتی برای او نخواهید داشت. از امتحان کردن روش های جدیدی که ممکن است هر دوی شما از آن لذت ببرید، ترس و واهمه نداشته باشید. هیچ گاه اجازه ندهید رابطه شما به جایی برسد که همسرتان بتواند به راحتی حرکات شما را پیش بینی کند. به عنوان مثال اگر همیشه 5 دقیقه صرف پیش نوازی می کردید این بار 15 دقیقه این کار را انجام دهید، و او را بیش از پیش به وجد بیاورید. از این طریق او دیگر نمی تواند حرکات بعدی شما را پیش بینی کند و خیلی زود خودتان هم متوجه آنها نخواهید شد.

3- رابطه جنسی مکانیزه
امروزه اکثریت خانم ها معتقدند که رابطه جنسی بدون احساس، خسته کننده و بیهوده است. هیچ خانمی دوست ندارد که به او مثل یک بازیچه نگاه شود. البته منظور من این نیست که شما مجبورید تمام خواست ها و تمایلات خود را کنار بگذارید، اما او هر چقدر هم که خونسرد باشد باز هم یک زن است و هیچ چیز را بیشتر از این دوست ندارد که مانند یک خانم با او رفتار شود. بنابراین سعی کنید که مرد رویایی او باشید و هر چند وقت یکبار با او معاشقه کنید.

4- فرا نرفتن از مرزها
هرچند بسیاری از خانم ها ( و همچنین آقایون) احساس می کنند که باید نسبت به هر نوع عمل جنسی که با شریک زندگی شان انجام می دهند، در آخر به رضایت دست پیدا کنند؛ اما حقیقت این است که بالاخره یک روز از روال عادی امور خسته میشوند و به این فکر می افتند که به دنبال یک کیس جدید بگردند. پس اگر نمیخواهید که او هیچ وقت از دست شما خسته شود، هر چند وقت یکبار تلاش خود را بیشتر کنید و پایتان را فراتر از مرزها بگذارید. این جاست که صحبت از کلمه ترسناک "ر" می آید. بله درست حدس زدید: رمانتیک. خانم ها به هیچ وجه دوست ندارند که فضای رمانتیک موجود در رابطه از بین برود، آقایون هم می توانند از این مسئله به نفع خود استفاده کنند و هر چند وقت یکبار تبدیل به یک مرد رمانتیک بشوند. به من اعتماد کنید، مطمئن باشید که او تعجب میکند و به فکر فرو می رود که شما از کدام سیاره پای خود را بر روی زمین گذاشتید.

به عنوان مثال برای او نامه های عاشقانه بنویسید و در آنها بگویید که دوست دارید: او برایتان چه کارهایی انجام دهد، شما چه کارهای دوست دارید با او انجام دهید، و زمانی که منتظر ورود شماست چه کارهایی انجام دهد و یا ندهد. برای او یک شام دونفره رمانتیک درست کنید، موسیقی آرام بگذارید و با حرکات خود او را به وسوسه نمایید. سعی کنید که او را به آخرین درجه رضایت و خشنودی برسانید آنوقت او نه تنها از دستتان خسته نمی شود، بلکه تمام تلاش خود را نیز به کار می گیرد تا شما را راضی نگه دارد.

5- مکان همیشگی
اگر همسرتان شکاف های روی سقف اتاق خواب را از حفظ شود، آنگاه شما در دردسر بزرگی افتاده اید. اما نگران نباشید راه حل شما تغییر مکان است. می توانید این کار را در حمام، اتاقهای دیگر، هنگام مسافرت و... انجام دهید. مکان های متفاوت بیشماری وجود دارند. از قوه تخیل خود استفاده کنید و سعی کنید که جایی نروید که شما را دستگیر کنند.

6- صدای بیش از اندازه یا بی صدا بودن

به همان اندازه که بی صدا بودن آزار دهنده است، نالیدن بیش از اندازه و یا تکرار کلمات بخصوصی موجب رنجش می شود. بنابراین سعی کنید همیشه حد تعادل را حفظ کنید، تا هم او متوجه شود که شما در حال لذت بردن هستید و هم اینکه تمام محله خبر نشوند. انتخاب کلمات مناسب، حرارت و اشتیاق همسرتان را افزایش می دهد.

و لزوما هم نباید حرف زدن را به آخرین مرحله موکول کنید. به او بگویید که کارهایش موجب لذت بردن شماست، چهره جذابی دارد، چه کارهایی دوست دارید در قبال او انجام دهید و اینکه او از شما چه انتظاراتی دارد. همه و همه موجب می شود که شما هیچ گاه از در کنار هم بودن خسته نشوید.

7- کارهای تجربه نشده
اگر مدت زمانی از رابطه شما با همسرتان می گذرد و همچنان تمایل دارید که احساسات یکدیگر را پر حرارت نگه دارید، بهتر است چند وضعیت جدید را امتحان کنید، آرزوهایتان را جامه عمل بپوشانید، برای هم نقش بازی کنید و هر عملی را که فکر میکنید باعث تحریک پذیری بیشتری می شود انجام دهید؛ چرا که در غیر اینصورت محکوم به ملالت و خستگی در اتاق خواب خواهید شد. برای خودتان یکی دو لیوان نوشیدنی بریزید و در مورد چیزهایی که شما را تحریک میکنند با هم صحبت کنید. آنوقت متوجه می شوید که شما خیلی زودتر از آنچه که تصورش را می کنید به آرزوهایتان خواهید رسید.

عاشق رویایی
این موارد 7 نمونه از بدترین خطاهای ممکنه در زمینه رابطه جنسی بودند. اما اصلا نترسید. همسرتان انتظارات جنون آمیزی از شما ندارد، بلکه فقط دوست دارند که شما هر چند وقت یکبار تلاش بیشتری در این زمینه از خود نشان بدهید. به خاطر داشته باشید که چاره مبارزه با خستگی و ملال، انجام کارهای برانگیزنده و غیر قابل پیش بینی است. بنابراین اگر گاهی اوقات دومی را امتحان کنید، او هیچ گاه از دست شما خسته نخواهد شد. فقط مطمئن شوید که با خانمی ارتباط برقرار می کنید که هیچ چیز جز خشنود کردن و ایجاد رضایت در شما برایش مهم نیست


موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , مسایل جنسی ,
برچسب‌ها: هفت دلیل دلزدگی جنسی خانم ها ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

فعالیت جنسی و احساس خوشبختی

سالمند
امروزه میانگین عمر در بسیاری از کشورها در حال افزایش است، بنابراین پژوهشگران هم بیش از پیش به تحقیقات دوران سالمندی می پردازند.
 
 تا همین اواخر، پژوهش‌ در زمینه سالمندی به طور عمده به بیماری‌هایی مانند دیابت، بیماری‌های قلبی، زوال عقل، آرتروز، بیماری های پروستات، و مانند اینها محدود می‌شد، اما اخیرا محققان دامنه بررسی‌های خود را گسترش داده‌ و به مسایل دیگری هم پرداخته‌اند. مساله فعالیت جنسی در دوران سالمندی یکی از همین موارد است.

فعالیت جنسی در هر سنی بخشی غریزی و خودکار از رفتار انسانی است، اما فیزیولوژی این رفتار بسیار پیچیده است.

برای بسیاری از افراد با افزایش سن تمایل به فعالیت جنسی تغییر می‌کند. این روند معمولا تدریجی و نتیجه گریزناپذیر فرآیندی است که در میانسالی آغاز می‌شود. در حالی که اغلب افراد سالمند، علاقه‌شان را به امور جنسی حفظ می‌کنند،‌ دیگر آن اشتغال فکر دوره جوانی را به این مسئله ندارند.

بر اساس مطالعات انجمن سالمندان امریکا، هرچه سالمندان از نظر جنسی فعال تر باشند، شادی و احساس رضایت از زندگی و ازدواج در آنها بیشتر است.

این تحقیق به منظور برداشتن موانع موجود در پیش روی سالمندان برای داشتن فعالیت های جنسی سالم انجام شده و بر ارتباط بین رابطه جنسی و احساس خوشبختی تاکید دارد. همچنین به انجام مداخلات درمانی ویژه برای بهبود فعالیت های جنسی این گروه از جامعه کمک می کند.

بر اساس این مطالعه که بر روی 238 فرد متاهل 65 سال و بالاتر انجام شد، مشخص گردید که حفظ و تداوم فعالیت جنسی در دوره سالمندی یک شاخص مهم و قابل توجه در ارزیابی خوشبختی، رضایت عمومی و رضایت از ازدواج در این گروه از افراد است.



موضوعات مرتبط: عمومی , بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: فعالیت جنسی و احساس خوشبختی ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

افسردگی فصلی یا پاییزی چیست ؟


«اختلال خلقی فصلی» یا   disorder affective seasonal یک اصطلاح است که در اصل برای توصیف نوعی از افسردگی به کار می رفت که به طور منظم در وقت خاصی از سال( گفته می شد به دلیل افزایش فشار ناشی از کار) بروز می کرده است. در حال حاضر این اصطلاح برای نوع خاصی از افسردگی به کار می رود که در اثر کاهش نور آفتاب به هنگام نزدیک شدن فصل زمستان و کوتاه شدن طول روز بروز می کند.

 افسردگی فصلی یا پاییزی نوعی افسردگی است که عمدتاً با آغاز برخی فصول سال بروز و از الگوهای فصلی تبعیت می کند. افراد مبتلا به این افسردگی علاقه شدید به مواد قندی و یا شکلات پیدا می کنند و نیز در ماههای زمستان نیاز شدید به خواب در آنها ایجاد می شود.

علت دقیق این اختلال کاملا مشخص نیست اما تاثیر عرض جغرافیایی بر SAD حاکی از این است که اختلال فوق بواسطه تغییرات قابلیت دسترس بودن نور خورشید ایجاد می شود. یک فرضیه این است که با کاهش نور خورشید ، ساعت بیولوژیکی که خلق و خو ، خواب و هورمون ها را تنظیم می کند ، در زمستان به نوعی عقب می ماند و کندتر می گذرد.

تئوری دیگر این است که مواد شیمیایی مغز کی اطلاعات را بین اعصاب منتقل می کنند و نوروترنس میتور نام دارند در افراد مبتلا به SAD دستخوش تغییراتی می شوند. و قرار گرفتن در معرض نور خورشید این عدم تعادل را اصلاح می  کند.

شیوع افسردگی فصلی نوع زمستان با توجه به اقلیم، سن و جنسیت متفاوت است. همچنین میزان شیوع در اقلیم های مرتفع (نواحی کوهستانی) بیشتر است.

افسردگی فصلی در برخی از افراد حساس شایع است و شدت افسردگی آنها از حد خفیف و ملایم فراتر رفته و علائم آنها با آغاز پاییز و زمستان بیشتر می شود.

کوتاه شدن روز و کاهش اشعه خورشید و به دنبال آن کاهش تولید ملاتونین در ایجاد این نوع افسردگی نقش دارد و زمینه بروز افسردگی فصلی را خصوصاً در افرادی که آسیب پذیری بیولوژیک بیشتری دارند، ایجاد می کند.

احساس غم و اندوه، تمایل به گریه، احساس پوچی، عدم تصمیم گیری صحیح، کسالت و یکنواختی، کاهش انرژی و خود ملامت گری از جمله مهمترین علائم این بیماری است و گاهی در درجات شدیدتر فرد تصمیم به خودکشی می گیرد.

تغییر در الگوهای خواب و تغذیه از دیگر علائم افسردگی پاییزی است و در این حالت فرد دچار کم اشتهایی و کم خوابی می شود.

سطح عملکرد اجتماعی افرادی که به افسردگی فصلی مبتلا هستند کاهش می یابد و در روابط روزمره خود دچار مشکل می شوند و معمولاً با احساس یاس شدید عقاید منفی را در مورد گذشته و حال خود دنبال می کنند.

گرچه این بیماری بیشتر در دهه سوم و چهارم زندگی رخ می دهد البته امکان ابتلا به افسردگی فصلی در تمام سنین وجود دارد و در خانم ها تا حدودی از آقایان بیشتر است.

در مراحل اولیه استفاده از فوتوتراپی(نوردرمانی) در کنار درمان دارویی توصیه می شود و در این حالت فرد چند ساعت در روز در معرض نور مهتابی قرار می گیرد.

همچنین استفاده از داروهای ضد افسردگی کم عارضه از مهمترین شیوه های کنترل این بیماری است، اما در مراحل حادتر در کنار روان درمانی و دارودرمانی، از الکتروشوک هم استفاده می شود.

شناخت و درمان به موقع افسردگی فصلی می تواند فرد را سریعتر به زندگی عادی برگرداند.

کاهش انرژی، بی تحرکی، پایین آمدن عملکرد و فکر کردن مداوم راجع به مرگ از علائم افسردگی پاییزی است.

افسردگی فصلی از الگوهای چرخش فصلی تبعیت می کند و عمدتا در پاییز و زمستان تظاهر می یابد.

این افسردگی با عنوان افسردگی S.A.D  نیز خوا که به دلیل حساسیت سیستم مغزی نسبت به کاهش و همچنین بالا رفتن نده می شود که به دلیل تغییر میزان هورمون ملاتونین رخ می دهد.

افراد مبتلا به افسردگی پاییزی از چیزی لذت نمی برند و در انجام کارهای معمول خود دچار کاهش عملکرد و بی انگیزگی می شوند.

کسانی که از این اختلال رنج می برند بسیاری از علائم شایع افسردگی مانند غمگینی ، اضطراب ، بی قراری ، بی علاقگی به فعالیت های روزانه ، انزواگرایی  و ناتوانی در تمرکز را دارند. این افراد اغلب نشانه هایی همچون خستگی مفرط و کمبود انرژی ، نیاز شدید به خواب ، میل به شیرینی، افزایش اشتها و اضافه وزن را تجربه می کنند.

علائم افسردگی فصلی زمستانی:

- خستگی
- افزایش نیاز به خواب
- کمبود انرژِی
- افزایش وزن
- افزایش اشتها
- مشکل در تمرکز
- میل زیاد به تنهایی

درمان افسردگی فصلی:

محققان دریافته اند که فتوتراپی(نور درمانی) می تواند از ترشح بیش از حد ملاتونین در بدن جلوگیری کند. اغلب افراد به این درمان پاسخ می دهند.

این شیوه ی درمان شامل نور سفید فلوروسنت است که بر صفحه فلزی انعکاس داده می شود و شخص در مقابل این نور، با چشمان باز بدون نگاه مستقیم به نور قرار می گیرد.از این شیوه درمانی به مدت نیم الی دو ساعت در روز استفاده می کنند.

البته در موارد خفیف بیماری، قدم زدن در نور آفتاب به تنهایی می تواند شخص را در بهبود بیماری کمک کند. طی یک بررسی دریافته اند کهیک ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفید فلوروسنت می تواند در بهبود بیماری موثر باشد.

روش درمان بیماری چیست؟

تحقیقات اخیر نشان می دهند که پرتو درمانی تا حد زیادی می تواند در درمان بیماری مؤثر واقع شود. گاهی اوقات داروهای ضد افسردگی نیز- هم در کنار پرتو درمانی و هم به تنهایی- مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین گذراندن روز، در زیر نور خورشید نیز می تواند به بهبود بیمار کمک کند. باید سعی شود که به طور کلی میزان قرار گرفتن بیمار در معرض نور خورشید چه در خانه و چه در محل کار افزایش پیدا کند.

پرتو درمانی چیست؟ و آیا روش مطمئنی محسوب می شود؟

به پرتو درمانی، گاهی نور درمانی، نیز اطلاق می شود. درمان از طریق یک قطعه که شامل لامپهای فلورانس بوده و دارای یک روکش پلاستیکی می باشد ( = تا امواج فرابنفش را خنثی نماید) صورت می پذیرد. شدت نور باید حداقل ۱۰۰۰۰ (Lux) باشد. حتماً لازم نیست که بیمار به طور مستقیم به نور خیره شود، بلکه باید کارهای روزمره خود، مانند غذا خوردن و یا مطالعه کردن را در فاصله ۱ تا ۲ متر از آن انجام دهد. این روش کاملا مطمئن بوده و در اکثر موارد نتیجه بخش می باشد.

تاثیرات جانبی محدود پرتو درمانی

وارد شدن فشار به چشم ها
سر درد
زودرنجی و بدخلقی
خستگی
بی خوابی

چه موقع روز و برای چه مدت باید مورد پرتو درمانی قرار بگیرم؟

پژوهش های اخیر نشان می دهند که پرتو درمانی در ساعات اولیه روز تاثیر بیشتری نسبت به پرتو درمانی در بعد از ظهر دارد. بهرمندی از این روش، آن هم در ساعات پایانی روز موجب بروز بی خوابی در فرد می شود. بیشتر متخصصان ترجیح می دهند که بیماران خود را صبح ها، به مدت ۳۰ دقیقه در معرض پرتو Lux 1000 قرار دهند. در حدود ۲ تا ۴ روز پیشرفت های چشمگیری در بیماران رخ می دهد و در حدود ۲ تا ۴ هفته بیماران به کلی بهبود پیدا می کنند. در صورت متوقف ساختن پرتو درمانی، علائم بیماری به سرعت از نو خود را نشان می دهند به همین دلیل این نوع روش درمان باید در سرتاسر فصل کم نور ادامه پیدا کند.

هر چند تخت های سولاریوم نیز نور کافی تولید می کنند، اما هیچ گاه نباید از آنها به عنوان نوعی درمان برای این بیماری استفاده کرد، چراکه میزان اشعه های فرا بنفشی که تولید می کنند، بسیار زیاد بوده و موجب آسیب رساندن به پوست و چشم ها میشوند.

اگر فتوتراپی موثر واقع نشود (که البته درصد کمی را شامل می شود)، می توان از داروهای ضد افسردگی در درمان بیماری کمک گرفت. البته عوارض ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی  را نباید فراموش کرد.

افرادی که افسردگی پاییزی آنها در حد خفیف است، می توانند با استفاده از نوردرمانی و پرداختن به کارهای لذت بخش و همچنین ورزش کردن علائم بیماری خود را کنترل کنند. البته قرار گرفتن در معرض نورآفتاب می تواند علائم این بیماری را تا حدودی کاهش دهد.

اشخاصی که در مرحله شدید و متوسط هستند و دائما به خودکشی فکر می کنند به نوردرمانی جواب نمی دهند و باید تحت درمان دارویی قرار گیرند.

فراموش نکنید که اگر به درمان افسردگی بی توجهی شود، زندگی فردی و اجتماعی فرد تحت تاثیر قرار می گیرد.

افراد افسرده نمی توانند از استعدادها و حداکثر توان خود استفاده کنند و روابط شغلی و عاطفی آنها تحت تاثیر قرار می گیرد به گونه ای که بسیار زودرنج و عصبی می شوند.

از هر پنج نفر افسرده چهار نفر خانم هستند. مسائل ژنتیکی، ویژگی های هورمونی، نوع روابط عاطفی، شیردهی، زایمان و غیره از جمله مواردی است که میزان افسردگی در زنان را افزایش می دهد.

اگر گمان می کنید علائم افسردگی فصلی رادارید ، با پزشک خود در این مورد مشورت کنید تا تحت آزمایشات و ارزیابی های لازم قرار گیرید. پزشک شما باید مطمئن شود که این علائم علت دیگری مانند نوع دیگری افسردگی یا بیماری عمده بالینی ندارند. انواع دیگر افسردگی ممکن است منجر به این شوند که فرد به خود آسیب رسانده یا حتی خود کشی کند.

در صورتی که تشخیص ابتلا به افسردگی فصلی در مورد شما داده شده توجه به این موارد می تواند به شما در جلوگیری از بازگشت علائم آن کمک کند.

برای کاهش خطر بروز این اختلال، می‌توانید اقداماتی را انجام دهید.

- حتی‌المقدور در روزهای زمستان حتی در روزهای ابری از منزل خارج شده و روزی یک ساعت چشمهایتان را در معرض نور طبیعی قرار دهید.

- اگر در خانه هستید پرده‌ها را کنار بزنید تا نور طبیعی روز وارد منزل شود.  حداقل هفته ای سه بار و هر بار ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

- رژیم غذایی مناسبی داشته باشید که از مقادیر کافی ویتامین ها و مواد معدنی برخوردار باشد. این کار به حفظ انرژی بیشتر در بدن شما کمک می‌کند.

- حداقل هفته‌ای سه نوبت و هر نوبت ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

- طی ماه‌های زمستان حتما با یک متخصص، مشاوره داشته باشید.

- خود را از فعالیت‌های اجتماعی دور نکنید چرا که حضور در اجتماع در مقابله با افسردگی فصلی نقش موثری دارد.

- سعی کنید نگاه مثبت به موهبات این فصل بی نظیر داشته باشید و زمانی را به لذت بردن از زیبایی‌های آن اختصاص دهید.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی ,
برچسب‌ها: افسردگی فصلی یا پاییزی چیست ؟ ,
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

” استرس ” مانند یک فاکتور حساسیت زا با ترشح اینترلوکین ۶ موجب افسردگی می شود

 

پژوهشگران علوم پزشکی در مرکز پزشکی مونت سینای در نیویورک می گویند نتایج یک آزمایش جدید که بر روی موش ها انجام شده است نشان می دهد که تحریک و فعالیت بیش از حد سیستم دفاعی بدن می تواند توجیه کند که چرا برخی افراد بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند.

 پژوهشگران  مونت سینای با انجام یک سری آزمایشات دریافتند موش هایی که سیستم دفاعی بدنشان در واکنش به استرس بیش از حد معمول تحریک شده و مقادیر زیادتری از ترکیب التهابی موسوم به اینترلوکین شش  ( interleukin ۶   )  را تولید می کند، بیشتر مستعد ابتلا به حالت شبه افسردگی در موش ها هستند.

دکتر جورجیا هودس که سرپرستی این مطالعه را برعهده داشته خاطرنشان کرد: سطح این ترکیب التهابی در بدن انسان هایی که به افسردگی مبتلا هستند نیز بالا است.

دکتر هورس امیدوار است که این یافته متخصصان را به سوی کشف روش های جدید و موثرتری برای درمان افسردگی سوق دهد.

وی خاطرنشان کرد: احتمالا تعداد قابل ملاحظه ای از افراد هستند که واکنش التهابی فوق حساس در مقابله با استرس نشان می دهند که این امر به نوبه خود موجب بروز علائم افسردگی می شود.

جورجیا  هورس تصریح کرد: با توجه به این یافته می توان استرس را به عنوان یک فاکتور حساسیت زا شبیه به پوسته های بدن حیوانات خانگی در نظر گرفت که البته به جای آبریزش بینی باعث بروز افسردگی می شود.

مولکول interleukin ۶ یا IL ۶ که یک ترکیب سیتوکین است درواقع مولکولی است که برای ارتباط بین سلول ها مورد استفاده قرار می گیرد و در بروز واکنش های دفاعی بدن نقش مهمی ایفا می کند.

این یافته به تفصیل در اجلاس سالانه انجمن علوم اعصاب نیواورلئان ارائه شده است.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , عمومی ,
برچسب‌ها: ” استرس ” مانند یک فاکتور حساسیت زا با ترشح اینترلوکین ۶ موجب افسردگی می شود ,
تاریخ : شنبه 18 آذر 1391
نویسنده : کیان کیانی

” درد دل کردن ” به بهبود افسردگی کمک می کند


افراد افسرده خیلی سریع وارد دور باطل می‌شوند. آنها به دلیل ترس از طرد شدن همواره به طور عمیق‌تری گرفتار این بیماری روحی می‌شوند. یکی از راهکارهای مقابله با افسردگی درد دل کردن است، اما نه با هر کس.

  به نقل از دویچه وله، در حال حاضر بسیاری از مردم در سراسر جهان با بیماری افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند. اما این بیماران معمولا خود تصور می‌کنند که آنها تنها کسانی هستند که از چنین وضعیت تیره‌ی روحی رنج می‌برند و احساس می‌کنند که دیگر ارزش این را ندارند که به آنها محبت و توجه شود. آنها در عین حال نگران آن هستند که به خاطر بیماری‌شان مورد سرزنش قرار بگیرند.

پژوهشی بین‌المللی به تازگی نشان داده است که از هر پنج نفر مبتلا به افسردگی، چهار نفر احساس می‌کنند که بخاطر بیماری‌شان مورد تحقیر قرار می‌گیرند. حس عدم پذیرفته شدن در جامعه تردید بیماران را نسبت به خودشان تقویت می‌کند و آنها وارد دور باطل می‌شوند.

مبتلایان به افسردگی برای مقابله با این بیماری باید چه کار کنند؟ خانواده، دوستان و همکاران چگونه باید با بیماران برخورد کنند؟

“کریستینه رومل کلوگه” (Christine Rummel-Kluge)، روانپزشک و مدیر انجمن آلمانی حمایت از بیماران مبتلا به افسردگی می‌گوید: «در مجموع افراد افسرده وقتی که بتوانند در مورد بیماری خود صحبت کنند، به طور واضحی احساس سبکی می‌کنند.»

اما او تأکید می‌کند که این راهکار در هر شرایطی توصیه نمی‌شود.

لزوم حمایت اعضای خانواده

افرادی که دچار افسردگی می‌شوند، معمولا نمی‌توانند بیماری خود را از خانواده و دوستان نزدیک پنهان کنند. غمگینی، بی‌حوصلگی و احساس کرختی از علائم بارز افسردگی هستند. بیماران معمولا از عدم تمرکز، بی‌اشتهائی و کم‌خوابی نیز رنج می‌برند.

کریستینه رومل می‌گوید: «روشن‌گری از سوی اطرافیان برای مقابله و پیشگیری از رفتار منفعلانه، مهم و تعیین‌کننده است.»

بدترین اتفاقی که می‌تواند برای این بیماران رخ دهد، عدم به رسمیت شناختن بیماری‌شان از سوی اطرافیان است. گفتن جمله‌هایی مانند “بر خودت مسلط باش! همه گاهی حالشان بد است” باعث می‌شود که بیماران احساس کنند که مورد تحقیر قرار می‌گیرند و جدی گرفته نمی‌شوند.

کریستینه رومل می‌گوید: «گاهی اوقات لازم است به اطرافیان گوشزد کرد که افسردگی یک بیماری است که بایستی مورد معالجه قرار بگیرد.»

مطرح کردن افسردگی در محل کار

اما این روانپزشک آلمانی توصیه می‌کند که در محیط کار بایستی در مطرح کردن افسردگی کمی محتاط‌تر بود. زیرا در مواردی که فرد تنها به طور قراردادی کار می‌کند یا هنگامی که فضای کاری تنش‌آمیز است، احتمال دارد که بیمار به راحتی کار خود را از دست بدهد. اما اگر فرد رابطه‌ی خوب و دوستانه‌ای با رئیس و همکاران خود دارد، اعلام کردن بیماری‌اش می‌تواند بار بزرگی را از روی دوش او بردارد.

هنگامی که بیمار تصمیم به اعلام بیماری خود می‌گیرد، اطرافیان بایستی آرام بمانند و از برخورد باز او قدردانی کنند. کریستینه رومل می‌گوید: «باید به این نکته آگاه بود که کسانی که این بیماری را خود تجربه نکرده‌اند، هیچگاه نمی‌توانند وضعیت بیمار را کاملا درک کنند.»

به همین دلیل نصیحت کردن فایده‌ی چندانی ندارد. بهترین حالت این است که بیمار احساس کند که اطرافیان حداقل تلاش می‌کنند شرایط او را درک کند و او را جدی می‌گیرند.




موضوعات مرتبط: بیماری های روانشناسی , عمومی ,
برچسب‌ها: ” درد دل کردن ” به بهبود افسردگی کمک می کند ,
 

 


آخرین مطالب